Eh! toi qui sais tout
Es-tu sobre ou saoûl
Rêves-tu debout?
Rêves-tu debout?
Dans la nuit obscure
A gauche et à droite
de loin ou de près
on entend clamer
quelqu’un sans arrêt
quelqu’un sans arrêt
Eh! toi la douleur qui telle un cauchemar
pèses sur mon coeur
comme du gravas
retire tes mains d’autour de mon cou
retire tes mains d’autour de mon cou
Ote tes deux mains d’autour de mon cou
Les ruelles sont
pleines de vagabonds,
Les coeurs pleins de peine,
la ville de héros
et de trahisons
Eh! Toi qui sais tout!
Eh! Toi qui sais tout!
Il y a des jardins et d’autres jardins
les uns pleins de fleurs, les autres de ronces
Il y a des hommes comme il y en a d’autres
l’un est au travail
l’autre tire un poids,
Eh! Toi qui sais tout!
l’autre pend au gibet
une brise s’en va courir les ruelles
l’automne est venu chercher les parjures
au sein des parterres
il y a dans le ciel
la lune qui pleure
qui pleure
d’un mal sans douleur
l’automne est venu, l’automne est venu
chercher le parjure
une brise est partie
pour vagabonder
Dans la nuit obscure
A gauche et à droite
de loin ou de près
on entend quelqu’un
qui clame sans arrêt
Eh! toi la douleur qui telle un cauchemar
pèse sur mon coeur comme du gravas
retire tes mains d’autour de mon cou
retire tes mains d’autour de mon cou
Ote tes deux mains d’autour de mon cou
Homayoun Shajariyan
adapte du persan par Sylvie M. Miller
ecouter ICI
آهای
خبردار، مستی یا هشیار؟
خوابی یا بیدار؟ خوابی یا بیدار؟
تو شب سیاه، تو شب تاریک
از چپ و از راست، از دور و نزدیک
یه نفر داره جار میزنه جار
آهای غمی که، مثه یه بختک
رو سینه ی من، شده یه آوار
از گلوی من، دستاتو بردار
دستاتو بردار، از گلوی من
از گلوی من، دستاتو بردار
کوچه های شهر، پر ولگرده
دل پر درده، شهر پر مرد و پر نامرده
آهای خبردار، آهای خبردار
باغ داریم تا باغ
یکی غرق گل، یکی پر خار
مرد داریم تا مرد، یکی سر کار
یکی سر بار، آهای خبردار
یکی سرِ دار
توی کوچه ها یه نسیم رفته، پی ولگردی
توی باغچه ها پاییز اومده، پی نامردی
توی آسمون ماه دق میده
ماه دق میده، درد بی دردی
پاییز اومده، پاییز اومده، پی نامردی
یه نسیم رفته، پی ولگردی
تو شب سیاه، تو شب تاریک
از چپ و از راست، از دور و نزدیک
یه نفر داره، جار میزنه، جار
آهای غمی که، مثه یه بختک
رو سینه ی من، شده یه آوار
از گلوی من، دستاتو بردار
دستاتو بردار، از گلوی من
خوابی یا بیدار؟ خوابی یا بیدار؟
تو شب سیاه، تو شب تاریک
از چپ و از راست، از دور و نزدیک
یه نفر داره جار میزنه جار
آهای غمی که، مثه یه بختک
رو سینه ی من، شده یه آوار
از گلوی من، دستاتو بردار
دستاتو بردار، از گلوی من
از گلوی من، دستاتو بردار
کوچه های شهر، پر ولگرده
دل پر درده، شهر پر مرد و پر نامرده
آهای خبردار، آهای خبردار
باغ داریم تا باغ
یکی غرق گل، یکی پر خار
مرد داریم تا مرد، یکی سر کار
یکی سر بار، آهای خبردار
یکی سرِ دار
توی کوچه ها یه نسیم رفته، پی ولگردی
توی باغچه ها پاییز اومده، پی نامردی
توی آسمون ماه دق میده
ماه دق میده، درد بی دردی
پاییز اومده، پاییز اومده، پی نامردی
یه نسیم رفته، پی ولگردی
تو شب سیاه، تو شب تاریک
از چپ و از راست، از دور و نزدیک
یه نفر داره، جار میزنه، جار
آهای غمی که، مثه یه بختک
رو سینه ی من، شده یه آوار
از گلوی من، دستاتو بردار
دستاتو بردار، از گلوی من