Du miel ?
Du miel, ce bleu
des grains sucrés dans les grappes de raisin?
Des larmes, celles
d’un jardinier,
Vieux, fatigué
Qui a battu les chemins,
Veillé la nuit jusqu'à
l’aube,
Fait boire les
vignes,
Illuminé l’intérieur
de chaque grain, de ses larmes,
Ramifié chaque support
comme deux tresses de cheveux,
Nourri jusqu’à l’excellence,
chaque grappe
Avec son sang
Comment dîtes-vous ?
Nectar ?
Nectar, ce bleu
des grains sucrés dans les grappes de raisin ?
Du sang.
Celui du
jardinier, vieux, fatigué
N’en prenez pas à
la légère
N’en buvez pas si
facilement
Et vous de même,
consommateurs de mon verbe
Si dans ses
grains délicats
Ou dans son
bouquet transparent
Vous trouvez du
vin, du miel,
Ça n’est autre
que mes larmes
Ça n’est autre que mon sang
Ça n’est autre que mon sang
Nectar, dites-vous ?
Des larmes,
Du sang.
Nâder Nâderpour
Adapté du persan
par Sylvie M. Miller
ECOUTER LE POEME EN PERSAN
چه می گویید ؟
کجا شهد است این آبی که در هر دانه ی شیرین انگور است ؟
کجا شهد است ؟ این اشک
اشک باغبان پیر رنجور است
که شب ها راه پیموده
همه شب تا
سحر بیدار بوده
تاک ها را آب داده
پشت را چون چفته های مو دو تا کرده
دل هر دانه را از اشک چشمان نور بخشیده
تن هر خوشه را با خون دل شاداب پرورده
چه می گویید
کجا شهد است این آبی که در هر دانه ی شیرین انگور است ؟
کجا شهد است ؟ این اشک
اشک باغبان پیر رنجور است
که شب ها راه پیموده
همه شب تا
سحر بیدار بوده
تاک ها را آب داده
پشت را چون چفته های مو دو تا کرده
دل هر دانه را از اشک چشمان نور بخشیده
تن هر خوشه را با خون دل شاداب پرورده
چه می گویید
کجا شهد است این آبی که در هر دانه ی شیرین انگور است ؟
کجا شهد است ؟ این خون است
خون باغبان پیر
رنجور است
چنین آسان مگیریدش
چنین آسان منوشیدش
شما هم ای خریداران شعر من
اگر در دانه های نازک لفظم
و یاد ر خوشه های روشن شعرم
شراب و شهد می بینید ، غیر از اشک و خونم نیست
کجا شهد است ؟ این اشک است ، این خون است
کجا شهد است ؟ این خون است
خون باغبان پیر
رنجور است
چنین آسان مگیریدش
چنین آسان منوشیدش
شما هم ای خریداران شعر من
اگر در دانه های نازک لفظم
و یاد ر خوشه های روشن شعرم
شراب و شهد می بینید ، غیر از اشک و خونم نیست
کجا شهد است ؟ این اشک است ، این خون است
